یادگیری چندحسی کودکان چیست و چرا در آموزش زبان انگلیسی اهمیت دارد؟
یک کودک را تصور کنید که قرار است کلمه “elephant”را یاد بگیرد.
در یک روش، تصویر یک فیل را روی فلشکارت میبیند، معلم کلمه را میگوید و کودک چند بار تکرار میکند:
“Elephant. Elephant. Elephant.”
حالا تصور کنید همین کودک در یک فعالیت دیگر، تصویر فیل را میبیند، صدای آن را میشنود، حرکت فیل را تقلید میکند، یک فیل کاغذی میسازد، در یک داستان درباره فیل شرکت میکند و در پایان میگوید:
“It’s an elephant.”
در هر دو روش، کودک با یک واژه انگلیسی روبهرو شده است.
اما در روش دوم، زبان بخشی از یک تجربه شده است.
این ایده، پایه یادگیری چندحسی است.
کودکان فقط با نشستن، گوش دادن و حفظ کردن زبان یاد نمیگیرند. آنها با دیدن، شنیدن، حرکت کردن، لمس کردن، ساختن، بازی کردن و استفاده از زبان در موقعیتهای معنادار نیز یاد میگیرند.
البته یادگیری چندحسی به این معنی نیست که باید در هر فعالیت آموزشی از همه حواس بهطور همزمان استفاده کنیم. هدف، شلوغتر کردن کلاس یا سرگرم کردن کودک به هر قیمتی نیست.
هدف این است که تجربه یادگیری با نیاز، سن و هدف زبانی کودک هماهنگ باشد.
در این مقاله بررسی میکنیم یادگیری چندحسی چیست، چه نقشی در آموزش زبان انگلیسی کودکان دارد و چگونه میتوان از آن در کلاس و خانه استفاده کرد.
یادگیری چندحسی چیست؟
یادگیری چندحسی به زبان ساده یعنی استفاده از بیش از یک مسیر حسی و تجربهای برای درگیر
کردن کودک با محتوای آموزشی.
در آموزش زبان، این مسیرها میتوانند شامل مواردی مانند:
- دیدن تصویر و اشیا
- شنیدن کلمات و صداها
- حرکت کردن
- لمس کردن
- ساختن و کاردستی
- بازی کردن
- خواندن و داستانگویی
- آواز و موسیقی
- نقشآفرینی
- صحبت کردن و تعامل
باشند.
برای مثال، اگر موضوع درس animals باشد، کودک میتواند تصویر حیوانات را ببیند، نام آنها را بشنود، صدای حیوانات را تقلید کند، حرکت آنها را انجام دهد، یک حیوان بسازد و در نهایت درباره آن صحبت کن د.
در این حالت، زبان در یک تجربه چندبعدی قرار گرفته است.
آیا یادگیری چندحسی فقط یعنی بازی کردن؟
خیر.
بازی میتواند یکی از ابزارهای آموزش چندحسی باشد، اما یادگیری چندحسی بسیار گستردهتر از بازی است.
برای مثال:
- گوش دادن به یک داستان و دنبال کردن تصاویر؛
- ساختن یک کاردستی و صحبت کردن درباره آن؛
- پیدا کردن اشیای مختلف در کلاس؛
- استفاده از حرکت برای نشان دادن یک فعل؛
- خواندن یک شعر همراه با حرکات؛
- مرتب کردن تصاویر یک داستان و بازگویی آن؛
همگی میتوانند فعالیتهای چندحسی باشند.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «آیا کودک در حال بازی است؟»
سؤال بهتر این است:
«آیا کودک به شکل فعال و معناداری در فرایند یادگیری درگیر شده است؟»
چرا کودکان به تجربههای متنوع یادگیری نیاز دارند؟
کودکان در مراحل مختلف رشد، فقط با نشستن و دریافت اطلاعات یاد نمیگیرند.
آنها محیط اطراف خود را از طریق تجربه کردن کشف میکنند.
وقتی کودک یک شیء را لمس میکند، حرکت میکند، آن را میسازد، دربارهاش صحبت میکند یا در یک موقعیت از آن استفاده میکند، یادگیری از یک فعالیت صرفاً ذهنی به یک تجربه فعال تبدیل میشود.
در آموزش زبان نیز همین اصل میت واند اهمیت داشته باشد.
اگر کودک فقط کلمه “jump”را روی صفحه ببیند، با آن آشنا میشود.
اما اگر معلم بگوید:
“Jump!”
و کودک بپرد، سپس بگوید:
“I can jump!”
کلمه jump به یک تجربه واقعی متصل شده است.
البته این به این معنی نیست که هر بار استفاده از حرکت، یادگیری را بهتر میکند. فعالیت باید با هدف آموزشی هماهنگ باشد.
اگر هدف آموزش فعلهای حرکتی است، حرکت انتخاب بسیار مناسبی است.
اگر هدف مثلاً درک یک مفهوم انتزاعیتر است، ممکن است روشهای دیگری مناسبتر باشند.
نقش دیدن در یادگیری زبان کودکان
کودکان معمولاً از تصاویر، اشیا و محیط اطراف خود برای درک معنی استفاده میکنند.
فرض کنید میخواهیم واژههای مربوط به میوهها را آموزش دهیم.
به جای اینکه فقط فهرستی از کلمات ارائه کنیم:
apple – banana – orange – grape
میتوانیم میوههای واقعی یا تصاویر آنها را در اختیار کودک قرار دهیم.
کودک میتواند آنها را ببیند، نامشان را بشنود و درباره آنها صحبت کند.
ً مثلا:
“What is this?”
“An apple.”
بعد:
“What color is it?”
“Red.”
در این فعالیت، تصویر به کودک کمک میکند ارتباط میان کلمه و مفهوم را راحتتر درک کند.
تصویر همچنین میتواند برای پیش بینی، داستانگویی و توصیف کردن استفاده شود.
نقش شنیدن و موسیقی در آموزش زبان
زبان پیش از آنکه برای کودک یک موضوع نوشتاری باشد، یک تجربه شنیداری است.
کودک باید صداهای زبان، ریتم، لحن و الگوهای مختلف گفتار را بشنود.
داستان، شعر و آهنگ میتوانند فرصتهای متنوعی برای این کار ایجاد کنند.
مثلاً در یک آهنگ درباره اعضای بدن، کودک میتواند همزمان کلمه را بشنود و به بخش مربوطه اشاره کند:
“Touch your nose!”
کودک بینی خود را لمس میکند.
بعد:
“Touch your ears!”
و حرکت را تکرار میکند.
در اینجا صدا، زبان و حرکت در یک فعالیت مشترک قرار گرفتهاند.
موسیقی همچنین میتواند تکرار را طبیعیتر و لذتبخشتر کند، بهخصوص برای کودکان کم سن.
چگونه حرکت میتواند به آموزش زبان کمک کند؟
کودکان معمولاً نیاز دارند حرکت کنند.
به همین دلیل، کلاس زبان کودک نباید الزاماً تمام مدت شامل نشستن پشت میز باشد.
حرکت میتواند بخشی از خود فعالیت زبانی باشد.
برای مثال، برای آموزش افعال میتوان از دستورهای ساده استفاده کرد:
“Run!”
“Jump!”
“Clap!”
“Turn around!”
یا معلم میتواند یک بازی طراحی کند که کودک برای رسیدن به هدف بازی مجبور باشد از زبان استفاده کند.
در این حالت، زبان از یک مفهوم انتزاعی به دستور یا عبارتی تبدیل میشود که کودک واقعاً با بدن خود اجرا میکند.
آیا لمس کردن هم میتواند به یادگیری زبان کمک کند؟
بله، بهخصوص در فعالیتهای عملی و پروژههای کودکان.
فرض کنید موضوع درس farm است.
کودکان میتوانند یک مزرعه کوچک با کاغذ، مقوا یا مواد ساده درست کنند.
در حین فعالیت، واژههای مرتبط میتوانند بارها در موقعیت واقعی استفاده شوند:
farm – cow – sheep – tree – house
کودک ممکن است بگوید:
“This is a cow.”
یا:
“The sheep is here.”
در اینجا کودک فقط واژه را نمیشنود؛ با یک شیء یا ساخته واقعی ارتباط برقرار میکند.
کاردستی چگونه میتواند بخشی از آموزش زبان باشد؟
کاردستی زمانی در کلاس زبان ارزش آموزشی بیشتری پیدا میکند که صرفاً یک فعالیت هنری جدا از درس نباشد.
مثلاً اگر موضوع درس weather باشد، کودکان میتوانند یک تصویر از آسمان بسازند.
در حین کار میتوان درباره آن صحبت کرد:
“Is it sunny?”
“Yes!”
“What color is the sky?”
“Blue.”
یا اگر موضوع درس animals باشد، هر کودک میتواند حیوان مورد علاقهاش را بسازد و بعد آن را معرفی کند:
“This is my rabbit.”
“It is white.” “I like rabbits.”
به این ترتیب، کاردستی تبدیل به زمینهای برای استفاده از زبان میشود.
داستانگویی؛ ترکیب چند حس و چند مهارت
داستانگویی یکی از بهترین نمونههای آموزش چندحسی است.
کودک ممکن است همزمان:
- تصاویر را ببیند؛
- داستان را بشنود؛
- شخصیتها را دنبال کند؛
- حرکات آنها را تقلید کند؛
- درباره اتفاقات حدس بزند؛
- به سؤالها پاسخ دهد؛
- نقش شخصیتها را بازی کند؛
- و در پایان بخشی از داستان را تعریف کند.
به این ترتیب، یک داستان میتواند از یک فعالیت شنیداری ساده به یک تجربه کامل زبانی تبدیل شود.
مثلاً در داستانی درباره یک خرگوش، کودک ابتدا تصویر خرگوش را میبیند.
معلم میپرسد:
“What is this?”
بعد صدای خرگوش یا حرکت آن را نشان میدهد.
کودکان حرکت خرگوش را تقلید میکنند.
بعد داستان ادامه پیدا میکند.
در پایان، کودکان میتوانند با کمک تصاویر داستان را بازگو کنند.
در این فرایند، چند مهارت زبانی و چند نوع تجربه با هم ترکیب شدهاند.
نقش بازی در یادگیری چندحسی
بازی میتواند یکی از طبیعیترین راهها برای ترکیب زبان با حرکت، تعامل و تجربه باشد.
برای مثال، در بازی“Find something blue!” کودک باید:
- دستور انگلیسی را بشنود؛
- معنی آن را درک کند؛
- محیط را ببیند؛
- شیء مناسب را پیدا کند؛
- حرکت کند؛
- و در صورت نیاز پاسخ دهد.
بعد میتوانیم از کودک بخواهیم بگوید:
“It’s blue!”
در اینجا زبان در خدمت یک هدف واقعی قرار گرفته است.
کودک انگلیسی را برای انجام دادن کاری استفاده میکند.
نقش آفرینی چگونه یادگیری چندحسی را کاملتر میکند؟
نقشآفرینی میتواند چند عنصر را همزمان وارد فعالیت کند:
تعامل + تخیل + حرکت + زبان
فرض کنید موضوع درس attherestaurant است.
یک کودک نقش مشتری را بازی میکند و دیگری نقش پیشخدمت را.
مشتری میگوید:
“Can I have some juice, please?”
پیشخدمت پاسخ میدهد:
“Here you are.”
“Thank you.”
کودکان همزمان از زبان استفاده میکنند، حرکت میکنند و در یک موقعیت خیالی قرار میگیرند.
به همین دلیل، نقشآفرینی میتواند پلی میان تمرین زبان در کلاس و استفاده از زبان در
موقعیتهای ارتباطی باشد.
آیا استفاده از چند حس همیشه باعث یادگیری بهتر میشود؟
نه.
این نکته بسیار مهم است.
گاهی تصور میشود هرچه فعالیت شلوغتر باشد و عناصر بیشتری داشته ب اشد، یادگیری هم بهتر خواهد بود.
اما اینطور نیست.
اگر در یک فعالیت همزمان موسیقی بلند، کاردستی، حرکت، تصاویر، چند بازی و دستورهای پیچیده داشته باشیم، ممکن است کودک به جای تمرکز بر هدف زبانی، فقط با حجم زیادی از محرکها روبهرو شود.
بنابراین چندحسی بودن به معنی شلوغ بودن نیست.
یک فعالیت ساده هم میتواند چندحسی و مؤثر باشد.
مثلاً برای آموزش واژه circle میتوان یک دایره نشان داد، نام آن را گفت و از کودک خواست با انگشت دور آن را دنبال کند و بعد بگوید:
“It’s a circle.”
همین فعالیت ساده میتواند کافی باشد.
هدف، اضافه کردن فعالیتهای بیشتر نیست؛ هدف، انتخاب تجربه مناسب برای هدف آموزشی است.
آموزش چندحسی باید هدف زبانی مشخص داشته باشد
یکی از مهمترین اصول آموزش کودکان این است که هر فعالیت سرگرمکنندهای الزاماً یک فعالیت آموزشی مؤثر نیست.
فرض کنید کودکان یک کاردستی زیبا میسازند.
اگر هدف درس آموزش واژههای مربوط به حیوانات است، باید بتوانیم این فعالیت را به زبان مرتبط کنیم.
ً مثلا:
“What is it?”
“It’s a cat.”
“What color is it?” “Black.”
اگر کاردستی هیچ ارتباطی با زبان هدف نداشته باشد، صرفاً یک فعالیت هنری خواهد بود.
کاردستی میتواند بسیار جذاب باشد، اما در کلاس زبان باید بدانیم چرا آن را انجام میدهیم و قرار است چه
چیزی از طریق آن یاد گرفته شود.
یادگیری چندحسی برای چه سنی مناسب است؟
این رویکرد میتواند در سنین مختلف استفاده شود، اما نوع فعالیت باید با سن و مر حله رشد کودک تغییر کند.
کودکان کمسن فعالیتهای کوتاه، حرکتی، تصویری، موسیقایی و قابل لمس معمولاً مناسبتر هستند.
ً مثلا:
- آهنگ و حرکت
- بازی با اشیا
- داستان تصویری
- کاردستی ساده
- تقلید صدا و حرکت
کودکان دبستانی میتوان فعالیتها را کمی پیچیدهتر کرد:
- پروژههای کوچک
- بازیهای گروهی
- داستانگویی
- نقشآفرینی
- کاردستی هدفمند
- فعالیتهای حل مسئله
کودکان بزرگتر میتوان آنها را بیشتر درگیر تولید زبان کرد:
- ساخت پروژه
- ارائه کوتاه
- داستانسازی
- بازیهای نقش آفرینی پیچیدهتر
- فعالیتهای گروهی
- توصیف و بحث
بنابراین اصل یادگیری چندحسی ثابت میماند، اما شیوه اجرای آن باید با کودک تغییر کند.
آیا یادگیری چندحسی برای کودکان با سبکهای یادگیری متفاوت ضروری است؟
گاهی درباره «سبکهای یادگیری» گفته میشود که هر کودک یک سبک ثابت مثل دیداری، شنیداری یا حرکتی دارد و باید فقط با همان سبک آموزش ببیند.
این دیدگاه بیش از حد ساده سازی شده است.
بهتر است به جای اینکه کودک را در یک دسته ثابت قرار دهیم، فرصتهای متنوعی برای درگیر شدن فعال با زبان فراهم کنیم.
کودک میتواند یک کلمه را بشنود، تصویرش را ببیند، آن را در داستان بشنود و بعد خودش استفاده کند.
این تنوع میتواند تجربه یادگیری را غنیتر کند، بدون اینکه لازم باشد بگوییم:
«این کودک فقط یک یادگیرنده دیداری است».
چگونه والدین میتوانند در خانه از یادگیری چندحسی استفاده کنند؟
لازم نیست خانه را به یک کلاس زبان تبدیل کنید.
فعالیتهای ساده روزمره هم میتوانند فرصتهایی برای تجربه زبان ایجاد کنند.
هنگام آشپزی میتوانید درباره مواد غذایی صحبت کنید:
“Apple.”
“Banana.”
“Big.”
“Small.”
کودک میتواند اشیا را ببیند، لمس کند و نام آنها را بشنود.
هنگام نقاشی از کودک درباره نقاشیاش سؤال کنید:
“What is this?”
“What color is it?”
“Is it big or small?”
هنگام بازی از عروسکها یا اسباب بازیها برای ساختن مکالمه استفاده کنید:
“Where is the teddy bear?”
“It’s on the bed.”
هنگام کتاب خواندن از تصاویر استفاده کنید و درباره آنها سؤال بپرسید.
لازم نیست هر صفحه را ترجمه کنید.
هنگام حرکت و بازی دستورهای ساده انگلیسی بدهید:
“Jump!”
“Run!”
“Stop!”
“Turn around!”
هدف این نیست که هر فعالیت روزمره تبدیل به درس زبان شود.
چند دقیقه تجربه طبیعی زبان میتواند کافی باشد.
آموزش چندحسی و اعتمادبهنفس کودک
فعالیتهای چندحسی میتوانند فرصتهای مختلفی برای موفقیت در اختیار کودک قرار دهند.
کودکی که هنوز نمیتواند یک جمله طولانی بسازد، شاید بتواند یک حرکت را انجام دهد.
کودکی که برای صحبت کردن جلوی گروه خجالت میکشد، شاید بتواند در یک بازی دونفره مشارکت کند.
کودکی که یک کلمه را فراموش کرده، شاید با دیدن تصویر بتواند آن را به خاطر بیاورد.
این فرصتهای کوچک میتوانند به کودک کمک کنند تجربه کند که میتواند در فعالیت شرکت کند و از
زبان استفاده کند.
این موضوع با اعتمادبهنفس زبانی ارتباط نزدیکی دارد.
همانطور که در مقاله قب لی گفتیم، هدف این نیست که کودک از همان ابتدا بینقص صحبت کند؛ بلکه باید فرصت داشته باشد بدون ترس از اشتباه، به تدریج بیشتر از زبان استفاده کند.
یادگیری چندحسی و خلاقیت چه ارتباطی دارند؟
خلاقیت زمانی بیشتر فرصت رشد پیدا میکند که کودک فقط دریافت کننده اطلاعات نباشد.
وقتی از او میخواهیم چیزی بسازد، یک داستان را ادامه دهد، یک شخصیت را بازی کند یا راه جدیدی برای حل یک مسئله پیدا کند،
او از زبان برای خلق کردن استفاده میکند.
مثلاً بعد از یک داستان درباره یک پرنده میتوان پرسید:
“Where will the bird go?”
کودک میتواند پاسخهای مختلفی بدهد:
“To the forest.”
یا:
“To the moon!”
پاسخ دوم ممکن است از نظر داستان اصلی غیرمنتظره باشد، اما همین تخیل میتواند شروع یک داستان جدید باشد.
در اینجا زبان فقط موضوع درس نیست؛ ابزار خلاقیت کودک است.
یک فعالیت چندحسی خوب چه ویژگیهایی دارد؟
یک فعالیت خوب لزوماً پیچیده نیست.
بهتر است:
- یک هدف زبانی مشخص داشته باشد؛
- با سن و سطح کودک هماهنگ باشد؛
- کودک را فعالانه درگیر کند؛
- فرصت استفاده از زبان ایجاد کند؛
- بیش از حد پیچیده یا شلوغ نباشد؛
- امکان تکرار طبیعی داشته باشد؛
- و مهمتر از همه، برای کودک معنادار باشد.
گاهی یک توپ، چند تصویر و چند جمله ساده میتوانند فعالیت بسیار مؤثرتری از یک بازی بسیار پیچیده باشند.
کیفیت تجربه مهمتر از تعداد فعالیت هاست.
در سروشا، کودک فقط زبان را نمیشنود؛ آن را تجربه میکند
در سروشا، آموزش زبان کودکان میتواند فراتر از کتاب و تکرار واژهها باشد.
یک موضوع میتواند از مسیرهای مختلف تجربه شود:
Listen → See → Move → Touch → Create → Speak
برای مثال، یک درس درباره حیوانات میتواند با یک داستان شروع شود.
کودکان حیوانات را در تصاویر میبینند و نام آنها را میشنوند.
بعد صدای حیوانات را تقلید میکنند و حرکاتشان را انجام میدهند.
سپس یک حیوان میسازند یا نقاشی میکنند.
بعد درباره ساخته خود صحبت میکنند:
“This is my rabbit.”
“It is white.”
“I like rabbits.”
در این فرایند، فعالیتهای مختلف فقط برای سرگرمی کنار هم قرار نگرفتهاند.
هر مرحله میتواند فرصتی برای شنیدن، درک کردن، تکرار و استفاده از زبان ایجاد کند.
هدف، شلوغتر کردن کلاس نیست
وقتی درباره آموزش چندحسی صحبت میکنیم، ممکن است تصور کنیم یک کلاس خوب باید دائماً پر از بازی، موسیقی، حرکت و فعالیت باشد.
اما کلاس خوب الزاماً شلوغترین کلاس نیست.
کودک گاهی به یک داستان آرام نیاز دارد.
گاهی به یک بازی حرکتی.
گاهی به یک فعالیت عملی.
و گاهی فقط به فرصت کافی برای صحبت کردن.
معلم باید بداند چه زمانی چه نوع تجربهای به یادگیری کمک میکند.
به همین دلیل، آموزش چندحسی بیشتر از اینکه درباره تعداد فعالیتها باشد، درباره طراحی هوشمندانه تجربه
یادگیری است.
جمعبندی: کودکان زبان را با تجربه کردن یاد میگیرند
یادگیری چندحسی به این معنی نیست که هر درس باید پر از فعالیتهای مختلف باشد.
این رویکرد یعنی به کودک فرصت بدهیم زبان را از راههای متنوع و معنادار تجربه کند.
کودک میتواند یک کلمه را:
ببیند، بشنود، حرکت دهد، لمس کند، بسازد، در داستان بشنود و در نهایت
خودش به کار ببرد.
این تنوع میتواند آموزش زبان را برای کودک ملموستر و فعالتر کند.
از طرف دیگر، مهم است فراموش نکنیم که هیچ روش آموزشی به تنهایی جادویی نیست.
فعالیت باید با سن، سطح، نیاز و هدف آموزشی کودک هماهنگ باشد.
بنابراین، اگر قرار است یک کلمه جدید آموزش دهیم، سؤال فقط این نیست که:
«چطور این کلمه را به کودک بگوییم؟»
بلکه میتوانیم بپرسیم:
«چطور میتوانیم به کودک فرصت بدهیم این کلمه را تجربه و استفاده کند؟»
زیرا یادگیری زبان برای کودک فقط حفظ کردن چند واژه نیست.
زبان چیزی است که کودک باید آن را بشنود، درک کند، تجربه کند و در نهایت
برای ارتباط با دنیای اطرافش به کار ببرد.