چگونه اعتمادبهنفس کودک را در صحبت کردن انگلیسی افزایش دهیم؟
یکی از نگرانیهای رایج والدین این است:
«فرزندم چند سال است کلاس زبان میرود، خیلی از کلمات را میداند و حتی
وقتی انگلیسی صحبت میکنم متوجه میشود، اما خودش حرف نمیزند. چرا؟»
گاهی کودک در کلاس پاسخهای کوتاهی میدهد، از صحبت کردن جلوی دیگران خجالت میکشد یا قبل از گفتن یک جمله مدام فکر میکند که مبادا اشتباه کند.
در چنین شرایطی، ممکن است اولین تصور والدین این باشد که کودک به اندازه کافی زبان بلد نیست.
اما همیشه این طور نیست.
گاهی مشکل کودک دانستن زبان نیست؛ اعتماد به استفاده از زبان است.
کودکی که میداند چه میخواهد بگوید اما از گفتنش میترسد، به چیزی بیشتر از آموزش واژگان و گرامر نیاز دارد. او به محیطی نیاز دارد که در آن بتواند زبان را امتحان کند، اشتباه کند، اصلاح شود و دوباره تلاش کند.
در این مقاله بررسی میکنیم چرا بعضی کودکان با وجود دانش زبانی کافی صحبت نمیکنند و چگونه میتوان اعتمادبهنفس آنها را در مکالمه انگلیسی تقویت کرد.
چرا بعضی کودکان انگلیسی را میفهمند اما صحبت نمیکنند؟
این اتفاق بسیار رایج است و لزوماً به معنی ضعف کودک در یادگیری زبان نیست.
کودک ممکن است تعداد زیادی واژه را بشناسد و حتی جملههای انگلیسی را بهخوبی متوجه شود، اما هنوز آمادگی یا اعتمادبهنفس لازم برای تولید زبان را نداشته باشد.
دلایل مختلفی میتوانند پشت این موضوع باشند.
ترس از اشتباه بعضی کودکان تصور میکنند باید جمله را کاملاً درست بگویند تا اجازه صحبت کردن داشته باشند.
اگر کودک فکر کند:
«اگر اشتباه کنم، معلم یا بقیه بچهها متوجه میشوند».
ممکن است ترجیح دهد اصلاً صحبت نکند.
خجالت یا شخصیت درونگراتر همه کودکان به یک اندازه اجتماعی نیستند.
بعضی کودکان خیلی راحت با دیگران صحبت میکنند، در حالی که بعضی دیگر برای مشارکت در یک فعالیت گروهی به زمان بیشتری نیاز دارند.
این تفاوت شخصیتی به خودی خود نشانه مشکل در یادگیری زبان نیست.
تجربههای قبلی اگر کودک قبلاً به خاطر اشتباه زبانی مورد تمسخر قرار گرفته باشد، بیش از حد اصلاح شده باشد یا احساس کرده باشد که پاسخهایش همیشه «غلط» هستند، ممکن است به مرور از صحبت کردن اجتناب کند.
فشار زیاد برای صحبت کردن گاهی تلاش بیش از حد برای تشویق کودک نتیجه معکوس دارد.
پرسیدن مداوم:
«خب، انگلیسی بگو».
«جواب بده».
«تو که بلدی، چرا حرف نمیزنی؟»
ممکن است اضطراب کودک را بیشتر کند.
بنابراین، برای تقویت speaking کودک، همیشه نباید از او بخواهیم بیشتر صحبت کند.
گاهی ابتدا باید کاری کنیم که صحبت کردن برایش امنتر شود.
دانستن زبان با اعتمادبهنفس استفاده از زبان یکی نیست
یکی از مهمترین تفاوتهایی که والدین باید در نظر بگیرند، تفاوت میان دانش زبانی و اعتمادبهنفس زبانی است.
فرض کنید کودک کلمات:
apple banana orange
را میداند.
ممکن است حتی معنی آنها را هم بداند.
اما وقتی معلم میپرسد:
“What’s your favorite fruit?”
کودک سکوت کند.
این سکوت لزوماً به این معنی نیست که او کلمات را بلد نیست.
او ممکن است همزمان به چند چیز فکر کند:
«درست جواب میدم؟»
«باید جمله کامل بگم؟»
«اگر اشتباه کنم چی؟»
«بقیه بچهها به من میخندن؟»
در چنین شرایطی، دانش زبانی کودک وجود دارد، اما اعتمادبهنفس لازم برای تبدیل دانش به گفتار
هنوز در حال رشد است.
به همین دلیل، آموزش مکالمه فقط به معنی آموزش واژه و گرامر نیست.
کودک باید فرصت داشته باشد از دانستههای خود در یک محیط امن استفاده کند.
آیا باید اشتباهات کودک را اصلاح کنیم؟
بله؛ اما نه همیشه، نه به یک شکل و نه در هر لحظه.
اشتباه کردن بخشی طبیعی از یادگیری زبان است.
اگر کودک بگوید:
“He go to school.”
معلم میتواند فوراً بگوید:
“No. He goes to school.”
اما این روش اگر در تمام مکالمهها و برای هر اشتباه تکرار شود، ممکن است جریان ارتباط را مختل کند و کودک را نسبت به صحبت کردن محتاطتر کند.
یک روش طبیعیتر این است که معلم شکل درست را در پاسخ خودش به کار ببرد:
کودک:
“He go to school.”
معلم:
“Yes, he goes to school every day.”
کودک شکل درست را میشنود، اما احساس نمیکند که هر جمله او تبدیل به یک آزمون شده است.
البته اصلاح مستقیم هم در زمانهای مناسب میتواند مفید ب اشد؛ مخصوصاً زمانی که هدف فعالیت تمرین یک ساختار مشخص است.
نکته اصلی این است که اصلاح خطا باید به یادگیری کمک کند، نه اینکه میل کودک به
صحبت کردن را از بین ببرد.
آیا نباید هیچوقت اشتباه کودک را اصلاح کنیم؟
خیر.
این هم یک تصور افراطی است.
اگر هیچوقت بازخوردی به کودک ندهیم، ممکن است بعضی خطاها تثبیت شوند.
موضوع این است که معلم باید تشخیص دهد:
- این اشتباه چقدر مهم است؟
- آیا به هدف فعلی درس مربوط است؟
- آیا اصلاح کردن در این لحظه جریان مکالمه را مختل میکند؟
- آیا کودک آمادگی دریافت این بازخورد را دارد؟
- آیا بهتر است اصلاح مستقیم باشد یا غیرمستقیم؟
یک معلم حرفهای قرار نیست همه اشتباهات را نادیده بگیرد؛ بلکه بازخورد را متناسب با موقعیت و نیاز
کودک ارائه میدهد.
چگونه کودک را بدون فشار به صحبت کردن تشویق کنیم؟
یکی از بهترین روشها این است که سطح انتظار را به اندازهای تنظیم کنیم که کودک بتواند با موفقیت پاسخ دهد.
اگر کودک هنوز در سطح ابتدایی است، لازم نیست از او بخواهیم یک پاسخ طولانی ارائه دهد.
مثلاً به جای:
“Can you tell me everything about your favorite animal?”
میتوانیم ابتدا بپرسیم:
“What animal do you like?”
و حتی اجازه دهیم کودک فقط بگوید:
“Cats.”
سپس با کمک معلم پاسخ را کمی گسترش دهیم:
“I like cats.”
و بعد:
“I like cats because they are cute.”
این مسیر به کودک نشان میدهد که میتواند از یک پاسخ کوچک شروع کند و به تدریج بیشتر صحبت کند.
اعتمادبهنفس معمولاً قبل از جملههای طولانی به وجود نمیآید؛ با تجربه
موفقیتهای کوچک ساخته میشود.
نقش بازی در افزایش اعتمادبهنفس گفتاری
بازی یکی از روشهای مؤثر برای ایجاد فرصتهای طبیعی صحبت کردن است.
وقتی کودک در یک بازی قرار میگیرد، تمرکز او فقط ر وی درست گفتن زبان نیست.
او ممکن است بخواهد برنده شود، چیزی پیدا کند، یک شخصیت را نجات دهد یا به دوستش کمک کند.
زبان در این میان تبدیل به ابزاری برای انجام یک کار میشود.
مثلاً در یک بازی میتوان از کودک خواست:
“Find something red!”
کودک چیزی قرمز پیدا میکند و میگوید:
“It’s red!”
در یک بازی دیگر، کودک میتواند از دوستش سؤال کند:
“What’s your favorite animal?”
و پاسخ او را بشنود.
این تعاملهای کوتاه، فرصتهای زیادی برای تولید زبان ایجاد میکنند؛ بدون اینکه کودک احساس کند در حال پاسخ دادن به یک آزمون شفاهی است.
نقش داستانگویی در تقویت speaking کودکان
داستانگویی نیز میتواند فضای مناسبی برای صحبت کردن ایجاد کند.
کودک ابتدا به داستان گوش میدهد و با شخصیتها و اتفاقات آن آشنا میشود.
بعد میتوان از او سؤالهای ساده پرسید:
“Who is this?”
“Where is Lily?”
“Is she happy?”
کودک ابتدا ممکن است فقط یک کلمه پاسخ دهد.
بعد میتواند جمله کوتاهتری بسازد.
و با افزایش سطح زبان، میتواند حتی بخشی از داستان را خودش تعریف کند.
داستان همچنین به کودک موضوعی برای صحبت کردن میدهد.
گاهی مشکل کودک این نیست که نمیتواند انگلیسی صحبت کند؛ بلکه نمیداند درباره چه چیزی صحبت کند.
داستان، تصویر، شخصیت و موقعیت میتوانند این مشکل را برطرف کنند.
چرا نقشآفرینی برای مکالمه کودکان مفید است؟
نقشآفرینی یکی از فعالیتهایی است که زبان را به موقعیتهای واقعی نزدیک میکند.
برای مثال، کودکان میتوانند نقش مشتری و فروشنده را بازی کنند.
“Can I have a sandwich, please?”
“Here you are.”
“Thank you.”
یا میتوانند نقش دکتر و بیمار را بازی کنند:
“What’s wrong?”
“I have a headache.”
کودک در چنین فعالیتی یک هدف ارتباطی دارد.
او صحبت نمیکند فقط چون معلم از او خواسته جمله انگلیسی بگوید؛ صحبت میکند چون در بازی به زبان
نیاز دارد.
این تفاوت بسیار مهم است.
آیا فعالیتهای دونفره بهتر از صحبت کردن جلوی کل کلاس هستند؟
برای بعضی کودکان، بله.
صحبت کردن جلوی یک گروه بزرگ میتواند برای کودکانی که خجالتیتر هستند دشوار باشد.
اما اگر ابتدا با یک همکلاسی کار کنند، فشار کمتری احساس میکنند.
برای مثال، دو کودک میتوانند از یکدیگر سؤال بپرسند:
“What’s your favorite color?”
“Blue.”
سپس فعالیت میتواند به یک گروه کوچکتر منتقل شود و در مراحل بعد کودک برای کل کلاس صحبت کند.
این پیشرفت تدریجی میتواند به کودک فرصت دهد اعتمادبهنفس خود را مرحله به مرحله بسازد.
مقایسه کودک با دیگران چه تأثیری دارد؟
مقایسه معمولاً راه مناسبی برای افزایش اعتمادبهنفس زبانی نیست.
جملههایی مثل:
«ببین دوستت چقدر خوب انگلیسی حرف میزنه».
یا:
«خواهرت در سن تو خیلی بهتر صحبت میکرد».
ممکن است از نظر والدین انگیزهبخش به نظر برسند، اما میتوانند این پیام را به کودک منتقل کنند که ارزش یا توانایی او با عملکرد دیگران سنجیده میشود.
در یادگیری زب ان، کودکان سرعت پیشرفت یکسانی ندارند.
بهتر است پیشرفت کودک را با گذشته خودش مقایسه کنیم.
اگر کودک ماه گذشته فقط میتوانست بگوید:
“Blue.”
و امروز میگوید:
“My favorite color is blue.”
این یک پیشرفت واقعی است؛ حتی اگر هنوز نسبت به یک همکلاسی دیگر کوتاهتر صحبت کند.
والدین چگونه میتوانند اعتمادبهنفس زبان کودک را در خانه تقویت کنند؟
والدین لازم نیست در خانه کلاس زبان برگزار کنند.
اتفاقاً یکی از بهترین کارها این است که انگلیسی را در موقعیتهای کوتاه و بدون فشار وارد زندگی روزمره کنند.
از سؤالهای ساده شروع کنید به جای سؤالهای پیچیده، از چیزهایی بپرسید که کودک به راحتی میتواند درباره آنها صحبت کند:
“What color is this?”
“Do you like it?”
“What is this?”
به پاسخ کودک زمان بدهید گاهی کودک پاسخ را میداند اما برای ساختن جمله به زمان نیاز دارد.
قبل از اینکه جواب را به جای او بگویید، چند ثانیه صبر کنید.
اشتباهات را به حداقل لازم اصلاح کنید اگر هدف مکالمه و ارتباط است، لازم نیست هر اشتباه کوچک را متوقف کنید.
گاهی بهتر است اول اجازه دهیم کودک پیام خود را کامل کند.
از علایق کودک استفاده کنید اگر کودک عاشق حیوانات است، درباره حیوانات صحبت کنید.
اگر ماشین دوست دارد، درباره ماشینها حرف بزنید.
اگر داستان و شخصیتهای کارتونی را دوست دارد، از همانها برای ایجاد گفتوگو استفاده کنید.
وقتی موضوع برای کودک جذاب باشد، احتمال مشارکت او بیشتر میشود.
چه کارهایی ممکن است اعتمادبهنفس کودک را کاهش دهد؟
گاهی والدین بدون اینکه قصد بدی داشته باشند، رفتارهایی انجام میدهند که کودک را نسبت به صحبت کردن محتاط میکند.
اصلاح کردن هر جمله اگر کودک بعد از هر جمله با یک اصلاح جدید مواجه شود، ممکن است به این نتیجه برسد که بهتر است کمتر حرف بزند.
خندیدن به تلفظ یا اشتباه کودک حتی شوخی دوستانه هم ممکن است برای کودک جدی تلقی شود.
مجبور کردن کودک به صحبت کردن اصرار مداوم میتواند صحبت کردن را به یک تجربه استرس زا تبدیل کند.
مقایسه با دیگران پیشرفت زبانی هر کودک مسیر متفاوتی دارد.
انتظار داشتن از کودک برای صحبت کردن مثل یک بزرگسال کودکان باید متناسب با سن و سطح خودشان فرصت صحبت کردن داشته باشند.
آیا سکوت کودک همیشه نگرانکننده است؟
خیر.
کودکان در مراحل مختلف یادگیری ممکن است دورههایی داشته باشند که بیشتر گوش میدهند و کمتر صحبت میکنند.
همچنین شخصیت، سن، سطح زبان، تجربه قبلی و محیط آموزشی میتوانند بر میزان مشارکت کلامی کودک تأثیر بگذارند.
بنابراین یک کودک ساکت لزوماً کودکی نیست که زبان را یاد نمیگیرد.
مهمتر این است که ببینیم آیا کودک:
- زبان را درک میکند؛
- به فعالیتها علاقه نشان میدهد؛
- در موقعیتهای امنتر مشارکت میکند؛
- به تدریج واژهها و عبارتهای بیشتری استفاده میکند؛
- و در طول زمان پیشرفت نشان میدهد.
اگر سکوت کودک شدید و مداوم باشد یا در موقعیتهای مختلف ارتباطی دیده شود، بهتر است والدین موضوع را با معلم و در صورت نیاز متخصص مربوطه در میان بگذارند.
اعتمادبهنفس قبل از کامل صحبت کردن ساخته میشود
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم کودک ابتدا باید کاملاً زبان را یاد بگیرد و بعد اعتمادبهنفس پیدا کند.
در واقع، این دو موضوع میتوانند همزمان رشد کنند.
کودک وقتی میبیند میتواند یک سؤال را جواب دهد، یک بازی را به انگلیسی انجام دهد، یک داستان کوتاه تعریف کند یا با دوستش چند جمله صحبت کند، تجربه موفقیت پیدا میکند.
این تجربههای کوچک به او پیام میدهند:
«من میتوانم از انگلیسی استفاده کنم».
و همین احساس میتواند او را برای استفاده بیشتر از زبان تشویق کند.
در سروشا، هدف فقط درست صحبت کردن نیست
در سروشا، ما میخواهیم کودکان انگلیسی را فقط به عنوان مجموعهای از لغات و قواعد نبینند.
کودک باید فرصت داشته باشد با زبان بازی کند، سؤال بپرسد، پاسخ بدهد، داستان تعریف کند،
نقش بازی کند و با دیگران ارتباط برقرار کند.
به همین دلیل، فعالیتهای کلاس میتوانند به گونهای طراحی شوند که کودک به تدریج از پاسخهای کوتاه به جملههای کاملتر و از فعالیتهای کنترلشده به ارتباط آزادتر حرکت کند.
در این مسیر، اشتباه کردن بخشی طبیعی از یادگیری است.
هدف این نیست که کودک از همان ابتدا بدون هیچ خطایی صحبت کند.
هدف این است که آنقدر احساس امنیت و اعتماد داشته باشد که حتی وقتی مطمئن نیست، جرئت کند تلاش
کند.
زیرا کودکی که از اشتباه کردن نمیترسد، فرصت بسیار بیشتری برای استفاده از زبان و پیشر فت خواهد داشت.
جمعبندی: به کودک کمک کنیم جرئت صحبت کردن داشته باشد
اگر کودک شما انگلیسی را میفهمد اما کمتر صحبت میکند، اولین قدم این نیست که او را بیشتر تحت فشار قرار دهید.
ابتدا باید ببینیم چرا صحبت نمیکند.
آیا از اشتباه میترسد؟
آیا خجالتی است؟
آیا فعالیتهای کلاس برای او بیش از حد دشوار هستند؟
آیا فرصت کافی برای صحبت کردن دارد؟
آیا هر اشتباه او فوراً اصلاح میشود؟
یا شاید هنوز به زمان بیشتری برای تبدیل دانستههایش به گفتار نیاز دارد؟
اعتمادبهنفس زبانی با اجبار ساخته نمیشود.
با تجربههای موفق، تشویق مناسب، فرصتهای واقعی برای ارتباط، فعالیتهای
جذاب و محیطی امن برای اشتباه کردن ساخته میشود.
پس اگر میخواهیم کودکمان روزی با اعتمادبهنفس به انگلیسی صحبت کند، لازم نیست از او انتظار داشته باشیم از همان ابتدا بینقص صحبت کند.
بهتر است به او فرصت بدهیم قدمبهقدم، جملهبهجمله و بدون ترس از اشتباه، از زبان
استفاده کند.
زیرا در نهایت، هدف آموزش زبان فقط این نیست که کودک انگلیسی بداند.
هدف این است که جرئت استفاده از انگلیسی را داشته باشد.