آیا یادگیری زبان دوم کودک را گیج میکند؟ واقعیت درباره دوزبانگی و مخلوط کردن زبانها
«نکند اگر از همین حالا انگلیسی یادش بدهم، فارسیاش ضعیف شود؟»
«بچهام فارسی و انگلیسی را قاطی میکند؛ یعنی گیج شده؟»
«هنوز فارسیاش کامل نشده، چرا باید یک زبان دیگر هم به او اضافه کنیم؟»
اینها سؤالهایی هستند که بسیاری از والدین هنگام تصمیمگیری برای آموزش زبان دوم فرزندشان دارند.
و راستش را بخواهیم، نگرانی آنها کاملاً قابل درک است.
وقتی کودک یک روز میگوید «مامان، اینو giveme» یا در یک جمله فارسی و انگلیسی را کنار هم قرار میدهد، ممکن است این تصور ایجاد شود که دو زبان در ذهن او با یکدیگر قاطی شدهاند.
اما آنچه از بیرون شبیه «سردرگمی» به نظر میرسد، در بسیاری از موارد بخشی طبیعی از رشد دوزبانه است.
کودک لزوماً گیج نشده است؛ ممکن است فقط در حال یادگیری استفاده از دو
زبان باشد.
البته این به این معنا نیست که هر نوع مشکل زبانی را باید به حساب دوزبانگی گذاشت.
پس بیایید کمی دقیقتر نگاه کنیم.
اول از همه، دوزبانگی دقیقاً یعنی چه؟
وقتی از کودک دوزبانه صحبت میکنیم، منظور لزوماً کودکی نیست که در هر دو زبان دقیقاً به یک اندازه و با یک سطح مهارت صحبت میکند.
در واقع، چنین تعادلی چندان هم معمول نیس ت.
ممکن است کودک در خانه بیشتر فارسی بشنود و صحبت کند و در کلاس یا محیط آموزشی بیشتر انگلیسی در معرضش باشد.
در نتیجه ممکن است:
- واژگان خانوادگی را بیشتر به فارسی بداند.
- کلمات مربوط به مدرسه را بیشتر به انگلیسی بشناسد.
- درباره احساساتش در یک زبان راحتتر صحبت کند.
- یا در یک دوره زمانی، یکی از دو زبانش سریعتر رشد کند.
بنابراین اگر یک کودک فقط در یک زبان بررسی شود، ممکن است بخش قابل توجهی از توانایی زبانی او دیده نشود.
تصور کنید کودکی ۱۰۰ واژه بلد است؛ ۶۰ واژه را به فارسی و ۴۰ واژه را به انگلیسی میداند.
اگر فقط انگلیسی او را بررسی کنیم، میگوییم:
«او فقط ۴۰ کلمه بلد است».
اما اگر مجموعه واژگان او در هر دو زبان را در نظر بگیریم، تصویر متفاوتی خواهیم داشت.
به همین دلیل، در بررسی رشد زبانی کودکان دوزبانه، مجموع تجربه و توانایی کودک در هر دو زبان اهمیت دارد.
پس چرا کودکان دوزبانه زبانها را با هم قاطی میکنند؟
این همان چیزی است که معمولاً بیشترین نگرانی را ایجاد میکند.
کودک میگوید:
«مامان، اینو بده،. Iwantit»
یا:
«امروز رفتیم.park»
و والد فکر میکند:
«پس نمیداند کدام زبان را باید استفاده کند».
اما مخلوط کردن زبانها در کودکان دوزبانه، به خودی خود نشانه سردرگمی نیست.
کودک ممکن است از واژهای در یک زبان استفاده کند چون:
- آن واژه را در آن زبان راحتتر میداند.
- آن واژه را بیشتر شنیده است.
- در آن لحظه سریعتر به ذهنش میرسد.
- مخاطبش آن را میفهمد.
- یا زبانهای مختلف را بر اساس موقعیت و محیط به شکل انعطافپذیر استفاده میکند.
پژوهشهای کلاسیک و جدید درباره کودکان دوزبانه نیز نشان دادهاند که مخلوط کردن زبانها میتواند بخشی طبیعی از رشد دوزبانه باشد و به تنهایی نشاندهنده ناتوانی کودک در تفکیک دو زبان نیست.
بنابراین وقتی کودک یک کلمه انگلیسی را وسط جمله فارسی میآورد، لازم نیست فوراً نتیجه بگیریم که:
«زبانها را با هم قاطی کرده و گیج شده است».
ممکن است فقط همان کلمه را در آن لحظه راحتتر یا سریعتر پیدا کرده باشد.
آیا کودک میفهمد که دو زبان متفاوت وجود دارند؟
در بسیاری از موارد، بله.
کودکان دوزبانه میتوانند از سنین پایین نسبت به تفاوتهای بین زبانها حساس شوند و به تدریج یاد میگیرند که از زبانهای مختلف در موقعیتها و با افراد مختلف استفاده کنند.
مثلاً ممکن است کودک بداند که با مادربزرگ فارسی صحبت میکند، با معلم انگلیسی و با دوستش بسته به موقعیت از یکی از این دو زبان استفاده میکند.
این توانایی لزوماً به این معنا نیست که کودک همیشه بدون هیچ اشتباهی زبان مناسب را انتخاب میکند.
او هنوز کودک است و هنوز در حال یادگیری است.
اما مخلوط کردن زبانها با ناتوانی در تشخیص آنها یکی نیست.
آیا یادگیری زبان انگلیسی باعث ضعیف شدن فارسی میشود؟
این سؤال برای خانوادههای ایرانی اهمیت ویژهای دارد.
پاسخ ساده این است:
یادگیری زبان انگلیسی به خودی خود باعث ضعیف شدن زبان فارسی نمیشود.
اما یک نکته مهم وجود دارد.
هر زبانی برای رشد کردن به مواجهه و استفاده نیاز دارد.
اگر کودک زمان بسیار زیادی را به زبان انگلیسی بگذراند و فرصت کمی برای شنیدن و صحبت کردن فارسی داشته باشد، طبیعی است که رشد فارسی او تحت تأثیر قرار بگیرد.
مشکل در اینجا «یادگی ری زبان دوم» نیست.
مشکل میتواند کم شدن فرصت استفاده از زبان اول باشد.
بنابراین اگر خانواده میخواهد کودک هم فارسی قوی داشته باشد و هم زبان دیگری یاد بگیرد، بهتر است برای هر دو زبان محیط غنی و معناداری ایجاد کند.
کتاب خواندن، گفتوگو، بازی، داستان گفتن و صحبت کردن درباره اتفاقات روزمره میتوانند به حفظ و رشد زبان فارسی کمک کنند.
در عین حال، کودک میتواند در محیطهای مناسب، زبان دوم را نیز تجربه کند.
آیا کودک دوزبانه باید هر دو زبان را به یک اندازه بلد باشد؟
خیر.
این انتظار یکی از دلایلی است که والدین گاهی تصور میکنند فرزندشان مشکل دارد.
فرض کنید کودک در خانه فارسی صحبت میکند و هفتهای چند ساعت در کلاس انگلیسی حضور دارد.
منطقی نیست انتظار داشته باشیم تجربه او از این دو زبان کاملاً برابر باشد.
زبانها میتوانند نقشهای متفاوتی در زندگی کودک داشته باشند.
ممکن است فارسی زبان روابط خانوادگی باشد و انگلیسی زبان کلاس و بازیهای آموزشی.
ممکن است کودک در فارسی واژگان بیشتری داشته باشد، اما در انگلیسی بعضی عبارتهای مشخص را بسیار خوب بلد باشد.
این تفاوت به خودی خود مشکل نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که زبان کودک در طول زمان چگونه رشد میکند و آیا میتواند متناسب با نیازهایش ارتباط برقرار کند یا خیر.
آیا دوزبانگی باعث تأخیر در صحبت کردن میشود؟
این یکی از مهمترین بخشهای بحث است.
دوزبانگی به خودی خود علت تأخیر زبانی نیست.
اما ممکن است رشد زبانی کودک دوزبانه برای والدینی که فقط یکی از زبانها را میبینند، متفاوت به نظر برسد.
مثلاً ممکن است کودک در انگلیسی کلمات محدودی داشته باشد، اما اگر واژگان فارسی و انگلیسی او را در کنار هم بررسی کنیم، تصویر کاملتری به دست آوریم.
در عین حال، نباید از طرف دیگر بام بیفتیم.
اینکه کودک دوزبانه است، به این معنا نیست که هر نوع تأخیر یا مشکل زبانی را باید طبیعی
دانست.
اگر کودکی در برقراری ارتباط، درک زبان یا تولید گفتار در طول زمان با مشکلات قابل توجهی مواجه است، بهتر است موضوع توسط متخصص مربوط بررسی شود.
نکته مهم این است که ارزیابی کودک دوزبانه باید تا حد امکان هر دو زبان و سابقه مواجهه او با آنها را در نظر بگیرد.
از کجا بفهمیم مسئله فقط «مخلوط کردن زبانها» نیست؟
هیچ والد یا معلمی نباید صرفاً با دیدن چند جمله فارسی-انگلیسی نتیجه گیری کند.
اما اگر نگرانی جدی درباره رشد زبانی کودک وجود دارد، بهتر است به جای تمرکز فقط روی «قاطی کردن زبانها»، به تصویر بزرگتر نگاه کنیم.
برای مثال:
آیا کودک در برقراری ارتباط مشکل دارد؟
آیا تلاش میکند نیازها، خواستهها و افکارش را منتقل کند؟
آیا دستورها و صحبتهای متناسب با سنش را متوجه میشود؟
مشکل فقط صحبت کردن نیست.
درک زبان نیز بخش مهمی از رشد زبانی است.
آیا پیشرفت او در طول زمان متوقف شده یا بسیار کند است؟
یک مقطع کوتاه به تنهایی اطلاعات کافی نمیدهد.
رشد کودک را بهتر است در طول زمان مشاهده کرد.
آیا مشک لات زبانی در هر دو زبان دیده میشوند؟
این سؤال در ارزیابی کودکان دوزبانه اهمیت زیادی دارد.
اگر نگرانی جدی وجود دارد، بهتر است به جای اینکه تمام مسئله را به «دوزبانه بودن» نسبت دهیم، از یک متخصص گفتار و زبان یا متخصص رشد کودک کمک بگیریم.
آیا والدین باید کودک را مجبور کنند فقط یک زبان صحبت کند؟
معمولاً نه.
اگر کودک در یک جمله از دو زبان استفاده میکند، واکنش شدید یا سرزنش کردن او میتواند تجربه زبان را برایش ناخوشایند کند.
فرض کنید کودک بگوید:
«من اینو.want»
لازم نیست بگوییم:
«نه! فارسی حرف بز ن!»
یا:
«نه، انگلیسی را قاطی نکن!»
میتوانیم به شکل طبیعی الگوی درست را در اختیارش قرار دهیم.
ً مثلا:
کودک: «من اینو.want»
والد: «این را میخواهی؟ باشه، میدم بهت».
یا اگر هدف تمرین انگلیسی باشد، میتوانیم در موقعیت مناسب جمله انگلیسی را مدل کنیم:
“You want this?”
به این ترتیب، کودک اصلاح میشود بدون اینکه احساس کند استفاده از زبان اشتباه یا خجالت آور است.
آیا باید در خانه با کودک انگلیسی صحبت کنیم؟
این موضوع به شرایط هر خانواده بستگی دارد.
مهمتر از تلاش برای ایجاد یک محیط مصنوعی، این است که کودک مواجهه باکیفیت و معنادار با زبان داشته باشد.
اگر والد انگلیسی را روان و طبیعی صحبت نمیکند، لازم نیست ناگهان تمام ارتباطات روزمره را به انگلیسی تغییر دهد.
گاهی یک داستان انگلیسی، آهنگ، بازی، گفتوگوی کوتاه یا فعالیت مشخص میتواند تجربه ارزشمندی ایجاد کند.
از طرف دیگر، اگر یکی از والدین واقعاً به زبان دوم مسلط است و میتواند به شکل طبیعی با کودک ارتباط برقرار کند، فرصت بیشتری برای مواجهه با آن زبان وجود خواهد داشت.
هدف این نیست که خانه را تبدیل به کلاس زبان کنیم.
هدف این است که زبان دوم فقط یک درس در کتاب نباشد.
آیا هرچه زودتر شروع کنیم، بهتر است؟
شروع زودهنگام میتواند فرصت بیشتری برای مواجهه با زبان ایجاد کند، اما «زودتر» به تنهایی تضمینکننده نتیجه بهتر نیست.
کیفیت آموزش، میزان مواجهه، تداوم، تعامل و شرایط فردی کودک نیز اهمیت دارند.
بنابراین اگر فرزند شما سه ساله است، لازم نیست فکر کنید باید فوراً او را وارد یک برنامه سنگین آموزش زبان کنید.
و اگر فرزند شما هفت یا هشت ساله است، نباید تصور کنید که دیگر دیر شده است.
یادگیری زبان یک مسابقه نیست.
مهم این است که کودک در محیطی مناسب، با روش مناسب و به شکلی متن اسب با سن و نیازهایش با زبان ارتباط برقرار کند.
یک تصور قدیمی که بهتر است کنار بگذاریم
شاید یکی از قدیمیترین تصورات درباره دوزبانگی این باشد که مغز کودک ظرفیت محدودی دارد و اگر یک زبان دیگر به آن اضافه کنیم، ممکن است «پر شود.»
اما مغز انسان برای یادگی ری و سازگاری ساخته شده است.
مسئله این نیست که:
«یک زبان یا دو زبان؟»
مسئله این است که کودک چگونه، چقدر و در چه شرایطی با هر زبان مواجه میشود.
دو زبان قرار نیست در ذهن کودک دو رقیب باشند.
آنها میتوانند دو ابزار متفاوت برای ارتباط با آدمها، تجربهها و محیطهای مختلف باشند.
پس اگر کودک من فارسی و انگلیسی را قاطی میکند، چه کار کنم؟
اول از همه:
نگران نشوید.
مخلوط کردن دو زبان به تنهایی نشانه سردرگمی نیست.
به جای اینکه هر بار کودک را اصلاح کنید، سعی کنید الگوی درست زبان را به شکل طبیعی در اختیارش قرار دهی د.
برای هر دو زبان فرصت ایجاد کنید.
برای کودک کتاب بخوانید.
با او صحبت کنید.
بازی کنید.
به حرفهایش گوش بدهید.
و مهمتر از همه، به رشد او در طول زمان نگاه کنید، نه به یک جمله یا یک کلمه خاص.
اگر نگرانی شما فراتر از مخلوط کردن زبانهاست و احساس میکنید کودک در درک یا استفاده از زبان، در یکی یا هر دو زبان، با مشکل قابل توجهی روبهرو است، از یک متخصص کمک بگیرید.
دوزبانگی نباید باعث شود یک مشکل واقعی نادیده گرفته شود؛ همانطور که
نباید یک بخش طبیعی از رشد دوزبانه را به عنوان مشکل تلقی کنیم.