آیا هرچه کودک زودتر زبان انگلیسی یاد بگیرد، بهتر است؟ | بهترین سن یادگیری زبان برای کودکان
احتمالاً این جمله را بارها شنیدهاید:
«بچهها زبان را خیلی راحت یاد میگیرند؛ پس هرچه زودتر شروع کنند، بهتر است».
اما اگر از کلیشهها فاصله بگیریم و به پژوهشهای جدید نگاه کنیم، داستان کمی جالبتر میشود.
بله، سن شروع یادگیری زبان میتواند مهم باشد. اما اینطور نیست که مغز کودک در یک سن مشخص ناگهان یک «در یادگیری زبان» را باز کند و چند سال بعد آن را ببندد.
در واقع، سؤال مهمتر این نیست که:
«کودکم از چندسالگی باید زبان یاد بگیرد؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«کودکم در چه سنی، با چه روشی، چه مقدار و با چه کیفیتی با زبان جدید روبهرو میشود؟»
و این تفاوت کوچک میتواند نگاه ما به آموزش زبان کودکان را کاملاً تغییر دهد.
پس چرا همه میگویند کودکان زبان را بهتر یاد میگیرند؟
یکی از دلایل مهم، انعطافپذیری مغز در سالهای کودکی است.
کودکان در سالهای اولیه زندگی در حال ساختن و تنظیم سیستمهای پیچیدهای برای پردازش صداها، کلمات و ساختارهای زبانی هستند. به همین دلیل، مواجهه با یک زبان جدید در سالهای ابتدایی زندگی میتواند، بهویژه در زمینههایی مانند تلفظ و پردازش زبانی، مزیتهایی ایجاد کند.
پژوهشهای جدید نیز همچنان نشان میدهند که سن شروع یادگیری میتواند با عملکرد زبانی در ارتباط باشد؛ اما این رابطه برای همه جنبههای زبان یکسان نیست. برای مثال، اثر سن در برخی پژوهشها در پردازش معنایی و واژگان دیده شده، در حالی که شدت و نوع این اثر در بخشهای مختلف زبان متفاوت است.
پس جمله «کودکان زبان را مثل اسفنج جذب میکنند» اگرچه جذاب است، اما توضیح علمی کاملی نیست.
کودکان اسفنج نیستند.
آنها زبان را از طریق تعامل، تکرار، بازی، شنیدن، مشاهده، آزمون و خطا و استفاده از زبان در موقعیتهای معنادار یاد
میگیرند.
»اما یک نکته مهم وجود دارد: «شروع زود به تنهایی کافی نیست
فرض کنید یک کودک سهساله هفتهای یک جلسه ۶۰ دقیقهای زبان داشته باشد و کودک دیگری هفتساله باشد، اما هر روز با داستان، بازی، موسیقی و گفتوگو با زبان انگلیسی درگیر شود.
آیا فقط به خاطر سن، میتوانیم مطمئن باشیم کودک سهساله زبان را بهتر یاد میگیرد؟
نه.
میزان و کیفیت مواجهه با زبان اهمیت بسیار زیادی دارد.
پژوهشهای مربوط به رشد واژگان در کودکان دوزبانه و چندزبانه نیز نشان میدهند که رشد واژگان فقط به سن وابسته نیست و عواملی مانند میزان مواجهه با هر زبان، نوع واژه و ویژگیهای فردی کودک میتوانند تفاوت زیادی ایجاد کنند.
بنابراین، اگر کودک را در سن پایین به کلاس زبان بفرستیم اما زبان جدید فقط در همان کلاس وجود داشته باشد، نباید انتظار داشته باشیم که صرفاً به دلیل سن پایین، نتیجهای خارقالعاده به دست بیاید.
سن مهم است؛ اما محیط یادگیری هم مهم است.
یک تفاوت مهم: «فهمیدن» و «حرف زدن»
یکی از چیزهایی که گاهی والدین را نگران میکند این است که:
«بچهام خیلی از چیزهایی که معلم میگوید را میفهمد، اما خودش هنوز زیاد انگلیسی صحبت نمیکند. پس چرا؟»
این موضوع لزوماً نشانه ضعف نیست.
در یادگیری زبان، توانایی درک کردن معمولاً میتواند از توانایی تولید کردن جلوتر باشد.
کودک ممکن است یک کلمه را وقتی میشنود بشناسد، اما هنوز نتواند آن را بهسرعت و بهصورت خودجوش به کار ببرد.
برای مثال، ممکن است وقتی معلم میگوید:
“Where is the red ball?”
کودک بلافاصله توپ قرمز را نشان دهد، اما هنوز نتواند خودش جمله مشابهی بسازد.
این فاصله بخشی طبیعی از مسیر یادگیری است.
پس گاهی سکوت کودک به معنای یاد نگرفتن نیست.
ممکن است مغز او در حال ساختن ارتباطهایی باشد که هنوز آماده استفاده سریع و خودجوش نیستند.
پس بهترین سن برای شروع زبان چیست؟
اینجا همان جایی است که پاسخ سادهای مثل «سهسالگی» یا «پنجسالگی» میتواند گمراهکننده باشد.
سن مناسب به عوامل مختلفی بستگی دارد:
- سن و مرحله رشد کودک میزان مواجهه با زبان کیفیت آموزش مدت و تداوم یادگیری شخصیت و علایق کودک تجربههای قبلی او با زبان میزان استفاده از زبان خارج از کلاس و البته هدفی که از یادگیری داریم
اگر هدف ما این است که کودک از سنین پایین با صداها، ریتم، واژگان و ساختارهای زبان جدید آشنا شود، شروع زودهنگام میتواند فرصت ارزشمندی ایجاد کند.
اما اگر کودک در سن بالاتری شروع کرده است، به این معنی نیست که فرصت را از دست داده است.
اتفاقاً یکی از خطرناکترین پیامهایی که میتوانیم به والدین بدهیم این است که:
«اگر فرزندتان از کودکی زبان شروع نکرده، دیگر دیر شده است».
چنین برداشتی با واقعیت پیچیده یادگیری زبان سازگار نیست.
پژوهشها نشان میدهند که آثار سن شروع در یادگیری زبان واقعی و قابل بررسیاند، اما رسیدن به مهارت زبانی به عوامل متعددی وابسته است و یادگیری زبان در سنین بالاتر نیز کاملاً امکانپذیر است.
پس یک کلاس خوب برای کودک خردسال باید چه شکلی باشد؟
اگر کودک قرار است در سن پایین زبان یاد بگیرد، شاید مهمتر از اینکه چه سنی شروع کند این باشد که چطور شروع کند.
برای کودک خردسال، زبان نباید فقط مجموعهای از کلمات برای حفظ کردن باشد.
او باید بتواند زبان را در موقعیتهایی تجربه کند که برایش معنا دارند.
ً مثلا:
- هنگام نقاشی هنگام خواندن یک آهنگ هنگام بازی هنگام شنیدن یک داستان
- هنگام حل یک مسئله هنگام بازی نقش هنگام تعامل با دوستان
در چنین موقعیتهایی، کودک فقط یک کلمه را «نمیخواند.»
او آن کلمه را میشنود، میبیند، به آن واکنش نشان میدهد و دوباره در یک موقعیت جدید استفاده میکند.
این نوع یادگیری میتواند به ایجاد ارتباطهای قویتر و معنادارتر با زبان کمک کند.
پس اگر بخواهیم همهچیز را در یک جمله خلاصه کنیم...
سن مهم است، اما سن همه چیز نیست.
شروع زودهنگام میتواند فرصتهای ارزشمندی ایجاد کند، بهخصوص برای برخی جنبههای زبان مانند تلفظ و پردازش زبانی. اما یک کودک پنجساله با تجربههای زبانی غنی و مستمر، لزوماً از یک کودک سهساله با مواجهه بسیار محدود جلوتر یا عقبتر نیست.
آنچه برای کودک اهمیت دارد، ترکیبی از زمان، تداوم، کیفیت، تعامل و تجربه معنادار با زبان است.
بنابراین شاید به جای پرسیدن:
«آیا برای شروع زبان دیر شده؟»
بهتر باشد بپرسیم:
«چطور میتوانیم زبان جدید را به بخشی طبیعی و لذتبخش از زندگی کودک تبدیل کنیم؟»
و شاید این، سؤال بهتری برای شروع مسیر یادگیری باشد.
در سروشا به چه چیزی باور داریم؟
ما فکر نمیکنیم کودک باید برای یادگیری زبان، «کوچکترین سن ممکن» را داشته باشد.
ما باور داریم کودک باید در زمان مناسب خودش، با روش مناسب خودش و از طریق تجربههایی که برای خودش معنا
دارند با زبان آشنا شود.
به همین دلیل در آموزش زبان کودکان، بازی، موسیقی، داستان، حرکت، فعالیتهای خلاقانه و تعامل را فقط سرگرمی نمیدانیم.
آنها بخشی از فرآیند یادگیری هستند.
چون هدف ما این نیست که کودک فقط انگلیسی را در کلاس یاد بگیرد؛
میخواهیم زبان جدید برای او به چیزی تبدیل شود که بتواند آن را زندگی کن د.