آیا آواز خواندن به یادگیری زبان کمک میکند؟ نقش موسیقی و حرکت در یادگیری زبان کودکان
اگر تا به حال دیده باشید که کودکی یک آهنگ انگلیسی را بارها و بارها میخواند، احتمالاً متوجه یک اتفاق جالب شدهاید:
ممکن است کودک هنوز نتواند همان کلمات را در یک گفتوگوی معمولی بهکار ببرد، اما وقتی آهنگ شروع میشود، ناگهان همه چیز را به یاد میآورد.
چرا؟
آیا موسیقی واقعاً به یادگیری زبان کمک میکند یا کودکان فقط آهنگها را حفظ میکنند؟
پاسخ، کمی پیچیدهتر از «بله» یا «خیر» است.
پژوهشهای حوزه آموزش زبان و موسیقی نشان میدهند که فعالیتهای موسیقایی میتوانند در برخی جنبههای یادگیری زبان، از جمله پردازش شنیداری، تلفظ، ریتم گفتار و یادگیری واژگان، نقش حمایتی داشته باشند. اما موسیقی بهتنهایی جایگزین آموزش زبان نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که کودک چگونه و برای چه هدفی با موسیقی درگیر میشود.
چرا یک آهنگ میتواند چیزی را در ذهن کودک نگه دارد که یک فهرست کلمات نمیتواند؟
تصور کنید از یک کودک بخواهیم این کلمات را حفظ کند:
apple banana orange strawberry
احتمالاً بعد از مدتی تعدادی از آنها را فراموش خواهد کرد.
حالا همین کلمات را داخل یک آهنگ قرار دهید و همراه با ریتم، حرکت و تکرار به کودک ارائه کنید.
تجربه کاملاً متفاوت میشود.
کودک فقط کلمه را نمیشنود.
او آن را در یک الگوی صوتی و ریتمیک تجربه میکند.
موسیقی میتواند اطلاعات زبانی را به ویژگیهایی مانند ریتم، تکیه و الگوهای صوتی متصل کند. این موضوع بهخصوص در زبانآموزی کودکان اهمیت دارد، زیرا کودکان بخش زیادی از زبان را از طریق شنیدن و تشخیص الگوها یاد میگیرند.
به همین دلیل است که ممکن است یک کودک بتواند بخش بزرگی از یک آهنگ را حفظ کند، حتی اگر هنوز معنی تکتک کلمات آن را نداند.
اما همینجا یک نکته مهم وجود دارد:
حفظ کردن آهنگ با یادگیری زبان یکی نیست.
پس آهنگ دقیقاً چه چیزی را میتواند به کودک یاد بدهد؟
موسیقی میتواند چندین فرصت زبانی ایجاد کند.
۱ واژگان
وقتی یک کلمه بارها در یک آهنگ تکرار میشود، کودک فرصت بیشتری برای شنیدن و تشخیص آن دارد.
مثلاً واژههایی مانند:
hello goodbye happy sad red blue
میتوانند بارها و در قالب یک الگوی ثابت شنیده شوند.
اما اگر کودک علاوه بر شنیدن، آن واژه را با تصویر، حرکت یا یک فعالیت نیز همراه کند، تجربه یادگیری میتواند غنیتر شود.
۲. تلفظ و ریتم زبان
یکی از چیزهایی که زبانآموزان باید به مرور یاد بگیرند، فقط صدای تک تک کلمات نیست.
آنها باید با ریتم، تکیه، آهنگ و جریان طبیعی زبان نیز آشنا شوند.
آهنگ میتواند فرصتی ایجاد کند تا کودک این ویژگیها را بارها بشنود و تقلید کند.
برای کودک خردسال، تکرار یک الگوی صوتی در قالب آهنگ ممکن است بسیار طبیعیتر از تکرار خشک و جداگانه یک جمله باشد.
۳ عبارتهای کامل، نه فقط کلمات جداگانه
یکی از مزایای مهم آهنگها این است که زبان را در قالب عبارت و جمله ارائه میکنند.
کودک ممکن است به جای یاد گرفتن جداگانه کلمات:
happy you are
یک عبارت کامل مانند:
“If you’re happy…”
را بارها بشنود.
این نوع یادگیری میتواند به کودک کمک کند زبان را فقط به صورت مجموعهای از کلمات منفرد نبیند، بلکه با الگوهای واقعی استفاده از زبان آشنا شود.
چرا حرکت دادن بدن میتواند یادگیری را متفاوت کند؟
حالا بخش جالبتر ماجرا شروع میشود.
فرض کنید معلم هنگام آموزش کلمه jump فقط آن را بگوید:
“Jump.”
حالا تصور کنید هم زمان با گفتن این کلمه، خودش بپرد و از کودکان هم بخواهد بپرند.
کودک اکنون:
میشنود → میبیند → حرکت میکند → تجربه میکند.
این نوع فعالیت میتواند یادگیری را از یک تجربه صرفاً شنیداری به یک تجربه چندحسی تبدیل کند.
در آموزش زبان کودکان، استفاده از حرکت برای همراه کردن زبان با یک عمل، یکی از روشهایی است که میتواند فرصت بیشتری برای درگیر شدن فعالانه کودک با زبان ایجاد کند.
برای مثال:
“Clap!”
کودک دست میزند.
“Turn around!”
کودک میچرخد.
“Sit down!”
کودک مینشیند.
در اینجا زبان دیگر چیزی نیست که فقط از بلندگو یا از زبان معلم شنیده شود.
زبان به یک عمل تبدیل شده است.
آیا این یعنی هرچه آهنگ شادتر باشد، یادگیری بهتر است؟
نه.
و این یکی از مهمترین سوءتفاهمها درباره آموزش با موسیقی است.
یک آهنگ ممکن است بسیار شاد، زیبا و سرگرم کننده باشد، اما از نظر آموزشی چندان مفید نباشد.
برای مثال، اگر کودک آهنگی را فقط به صورت صوتی و بدون درک معنا حفظ کند، ممکن است بخش زیادی از زبان موجود در آن آهنگ را به شکل یک الگوی صوتی به خاط ر بسپارد، بدون اینکه بتواند آن را در موقعیت دیگری استفاده کند.
بنابراین سؤال مهم این نیست که:
«آیا این آهنگ جذاب است؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«کودک قرار است با این آهنگ چه چیزی را تجربه و تمرین کند؟»
یک آهنگ خوب برای آموزش زبان چه ویژگیهایی دارد؟
هدف زبانی مشخص
آهنگ باید بداند قرار است چه چیزی را تمرین کند.
ً مثلا:
- سلام و احوالپرسی
- رنگها
- احساسات
- اعضای بدن
- اعداد
- حیوانات
- فعالیتهای روزمره
- عبارتهای کاربردی
تکرار، اما نه تکرار خستهکننده
کودکان برای یادگیری نیاز به تکرار دارند.
اما اگر یک فعالیت فقط به تکرار مکانیکی محدود شود، ممکن است خیلی زود جذابیت خود را از دست بدهد.
آهنگ میتواند همان زبان را چندین بار تکرار کند، اما هر بار کودک میتواند همراه آن حرکت کند، پاسخ بدهد، چیزی را نشان دهد یا بخشی از آهنگ را خودش اجرا کند.
امکان مشارکت کودک
بهترین آهنگ آموزشی لزوماً آهنگی نیست که کودک فقط به آن گوش دهد.
ممکن است کودک:
- یک کلمه را تکرار کند.
- یک حرکت انجام دهد.
- جای یک کلمه را پر کند.
- به یک سؤال پاسخ دهد.
- همراه با آهنگ چیزی را پیدا کند.
- یا حتی بخشی از آهنگ را خودش اجرا کند.
هرچه کودک فعالتر باشد، تجربه از «گوش دادن» به «مشارکت در زبان» نزدیکتر میشود.
آیا موسیقی میتواند به حافظه کمک کند؟
این یکی از دلایلی است که موسیقی برای آموزش کودکان بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
ریتم و الگو میتوانند به سازماندهی اطلاعات کمک کنند و به همین دلیل بسیاری از ما اطلاعاتی را که در قالب آهنگ شنیدهایم، سالها به خاطر میآوریم.
اما باز هم باید مراقب یک برداشت ساده باشیم:
اگر کودک چیزی را حفظ کرده باشد، الزاماً به این معنی نیست که آن را یاد گرفته
است.
هدف آموزش زبان این نیست که کودک فقط بتواند یک آهنگ را از ابتدا تا انتها تکرار کند.
هدف این است که بخشی از زبانی که در آهنگ شنیده، بعدها بتواند در موقعیتی دیگر نیز استفاده کند.
مثلاً اگر کودک در آهنگ بارها گفته است:
“I’m happy!”
بهتر است بتواند بعدها، حتی خارج از آهنگ، وقتی احساس خوبی دارد بگوید:
“I’m happy.”
این همان نقطهای است که حفظ کردن میتواند به یادگیری واقعی نزدیک شود.
آیا آهنگ میتواند جای گفتوگو و تعامل را بگیرد؟
خیر.
موسیقی یک ابزار آموزشی است، نه کل آموزش زبان.
کودک برای رشد زبانی به فرصتهای مختلفی نیاز دارد:
شنیدن، صحبت کردن، تعامل، داستان، بازی، سؤال و جواب، تکرار و تجربه زبان در موقعیتهای مختلف.
آهنگ میتواند یکی از این مسیرها باشد.
حتی میتوان یک آهنگ را به نقطه شروع یک گفتوگوی واقعی تبدیل کرد.
مثلاً بعد از آهنگ احساسات، معلم میتواند بپرسد:
“How do you feel today?”
و کود ک پاسخ دهد:
“I’m happy.”
در اینجا آهنگ دیگر هدف نهایی نیست.
آهنگ تبدیل به پلی برای رسیدن به زبان واقعی شده است.
آیا کودکان بزرگتر هم از موسیقی برای یادگیری زبان استفاده میکنند؟
ً. قطعا
اگرچه آهنگ و حرکت در سنین پایین بسیار طبیعی هستند، اما موسیقی محدود به کودکان خردسال نیست.
کودکان بزرگتر و حتی بزرگسالان نیز میتوانند از موسیقی برای توجه به:
- تلفظ
- ریتم گفتار
- واژگان
- عبارتهای پرکاربرد
- شنیدار
- و حتی تفاوتهای فرهنگی
استفاده کنند.
تفاوت اصلی این است که نوع فعالیت باید با سن و سطح زبانآموز هماهن گ شود.
چیزی که برای یک کودک چهار ساله مناسب است، ممکن است برای یک کودک ده ساله بیش از حد ساده باشد.
پس مسئله فقط استفاده از موسیقی نیست.
مسئله، انتخاب درست موسیقی و فعالیت مناسب برای زبانآموز است.
پس آیا «آهنگ خواندن» واقعاً یادگیری زبان است؟
اگر کودک فقط آهنگ را حفظ کند، شاید نه.
اما اگر موسیقی باعث شود کودک:
- زبان را بارها و در قالبی معنادار بشنود،
- الگوهای صوتی را تشخیص دهد،
- واژگان و عبارتها را تمرین کند،
- حرکت و معنا را به زبان ارتباط دهد،
- و بعد همان زبان را در موقعیتهای دیگر به کار ببرد،
آنوقت موسیقی میتواند بخشی جدی از فرآیند یادگیری زبان باشد.
پس شاید بهتر باشد وقتی کودکمان را میبینیم که با یک آهنگ انگلیسی میرقصد و میخواند، به جای اینکه فکر کنیم:
«فقط دارد آهنگ میخواند».
از خودمان بپرسیم:
«او در این آهنگ چه چیزی را میشنود، تجربه میکند و تمرین میکند؟»
گاهی پاسخ، بسیار بیشتر از چیزی است که از بیرون به نظر میرسد.
در سروشا به چه چیزی باور داریم؟
در سروشا، موسیقی را فقط یک روش برای شادتر کردن کلاس نمیدانیم.
آهنگ میتواند به کودک کمک کند زبان را بشنود، تکرار کند، حرکت کند و در یک تجربه معنادار
با آن ارتباط برقرار کند.
اما برای ما، یک آهنگ زمانی ارزش آموزشی واقعی پیدا میکند که پشت آن هدفی وجود داشته باشد و کودک بتواند زبان شنیدهشده را در موقعیتهای دیگر نیز به کار ببرد.
به همین دلیل، موسیقی، حرکت، بازی و داستان را در کنار یکدیگر قرار میدهیم؛ نه برای اینکه کلاس فقط سرگرمکننده باشد، بلکه
برای اینکه کودک زبان را تجربه کند.
چون گاهی یک کودک ممکن است چیزی را پشت میز یاد نگیرد؛
اما همان کلمه را هنگام خواندن، حرکت کردن، خندیدن و بازی کردن، برای همیشه به خاطر بسپارد.